در این بخش، به توضیح و معنیِ درس “گنجِ حکمت” از کتاب فارسی پایهٔ یازدهم میپردازیم. این درس، داستانِ مردان خردمند و با تجربهای را بیان میکند که گنج واقعیِ زندگی، دانش و دانایی است.
متن اصلی با بیانی شیرین و حکیمانه نوشته شده است. مفهوم اصلی آن این است که ثروت و داراییهای مادی، زودگذر و ناپایدار هستند. اما دانش و خرد، گنجی همیشگی و ارزشمند است که هیچگاه از بین نمیرود و همیشه برای صاحبش سودمند خواهد بود.
در این درس بر این نکته تأکید شده که انسانهای فرزانه و آگاه، به جای جمعآوری طلا و نقره، به دنبال کسب علم و تجربه هستند. زیرا میدانند که این حکمت است که در روزهای سخت، مانند یک پشتیبان و راهنما در کنار آنان خواهد بود و مشکلات را حل میکند.
در حقیقت، پیام اصلی این متن آن است که ارزشمندترین سرمایهای که یک فرد میتواند در زندگی خود به دست آورد، خرد و دانش است. این گنج، نه دزد دارد و نه بر اثر گذر زمان کهنه میشود، بلکه همیشه نورانی و راهگشا است.

مردان راستین
**عنوان درس:** گنجینه حکمت: مردان حقیقی
**موضوع:** درک معنای واژهها و مفهوم شعر
در این بخش، به بررسی معنای واژهها و مفهوم ابیاتی میپردازیم که درباره ویژگیهای مردان بزرگ و بااراده سروده شده است. هدف این است که این مفاهیم ارزشمند را به زبانی ساده و روشن درک کنیم.
**معنای واژهها:**
* **سالی:** به معنی مدتی طولانی، مثلاً چندین سال.
* **نیک و بد:** به معنی خوبیها و سختیها، یا روزهای خوش و ناخوش.
* **رخشنده:** درخشان، تابان و پرجلوه.
* **روزگار:** زمان، دنیا و اتفاقاتی که در زندگی میافتد.
**درک مفهوم شعر:**
اشعار این درس درباره مردانی است که در زندگی ثابتقدم و باثبات هستند. اینگونه افراد در برابر حوادث روزگار، چه خوب و چه بد، استوار میمانند و آرامش خود را از دست نمیدهند. آنها مانند کوهی استوار هستند که طوفانها نمیتوانند آن را تکان دهند.
مردان واقعی به عهد و پیمان خود وفادار میمانند و در دوستی پایدار هستند. آنها در راه هدف و عقیده خود ثابتقدم میمانند و شرایط سخت، آنان را از راه راست منحرف نمیکند. این اشعار به ما میآموزند که راستی، وفاداری و استواری از ویژگیهای برجسته انسانهای بزرگ است.
معنی گنج حکمت صفحه ۵۶ فارسی یازدهم
فردی از کوه لُکام به ملاقات «سَری سَقَطی» رفت. به او سلام کرد و گفت: «یکی از عارفان آن ناحیه، از طرف من به تو سلام میرساند.»
سَری پرسید: «آیا او در کوه زندگی میکند؟ این کار چندان ارزشی ندارد. یک انسان آگاه باید بتواند در میان مردم و شلوغی بازار زندگی کند، طوری که حتی یک لحظه هم یاد خدا را از خاطر نبرد.»
معنی: فردی از کوه لُکام نزد «سَری سَقَطی» آمد و سلام کرد و گفت: یکی از عارفان آن منطقه به تو سلام رساند.
سَری گفت: آیا او در کوه ساکن شده؟ این کار بزرگی نیست. انسان کامل باید در میان جامعه و درگیر زندگی روزمره باشد، اما آنچنان که حتی یک لحظه هم از یاد خدا غافل نماند.
قلمرو زبانی:
لُکام: نام کوهی در نزدیکی لبنان
زیارت: دیدار
سَری سَقَطی: از عارفان نامدار
پیر: عارف، مرشد
بس: بسیار، مهم
حق تعالی: خداوند بلندمرتبه
غایب: بیخبر
کلّ بند: نُه جمله
سلام: نقش مفعول
تو: نقش متمم
ساکن و کار و مشغول و غایب: نقش مسند
قلمرو ادبی:
کوه و لُکام و سلام: آرایۀ تکرار
مرد: مجاز از انسان
بازار: مجاز از جامعه








